درمان شخصیت ناسالم از مسیر صحیح و علمی می تواند اثار مثبت بلند مدتی برای انسانها داشته باشد و کسب اگاهی و دانش فردی که دارای شخصیت ناسالم است نسبت به نقایص خود بسیار در درمان بیماری موثر است.

درمان شخصیت ناسالم

با نگاهی عمیق به وجود انسان به این نتیجه می رسیم که همه انسانها در زمان تولد به مانند برگی ساده و سفید هستند اما در طول زندگی با تاثیر از محیط تربیتی در لوح سفید انها نوشته هایی به وجود می اید که کم کم شخصیت انها را تشکیل می دهد.

این لوح سفید انسان با تاثیر از باورها،ارزش ها،نوع تربیت والدین و همچنین محیط و  جغرافیای محل زندگی و بادرصد کمی ژنتیک انها نوشته می شود. پس درنتیجه هر شخص محصول شرایط خود بوده است که متاسفانه در بیشتر مواقع شرایط نامساعد تربیتی باعث تخریب شخصیت انسان شده است.

ما برای درمان شخصیت ناسالم درابتدا باید به این نکته برسیم که ایا ما هم دچار شخصیتی ناسالم هستیم و یا اینکه دارای سلامت روان هستیم و نیازی به درمان نداریم.

متاسفانه شواهد این را ثابت می کند که اکثر مردم خودرا در دسته شخصیت سالم می دانند درصورتی که تحقیقات انجام شده فقط 2درصد از انسانها را دارای شخصیت سالم می داند.

این باور اشتباه انسانها باعث می شود که تا اخر عمر با خیال اینکه شخصیتی سالم دارند زندگی می کنند و به دنبال درمان شخصیت ناسالم خود نیستند در صورتی که به صورت نا اگاهانه در زندگی رنج می برند.

با بررسی سلسله مطالب مسیر رشد شخصی به این نتیجه رسیدیم که اکثر ما دارای اختلالات شخصیتی هستیم که از دوران کودکی و محیط تربیتی خود گرفتیم و تاثیر منفی ان را درزندگی با خودهمراه داریم. البته این اختلالات ممکن است حاد نباشد اما کیفیت زندگی مارا بسیار پایین می اورد.

جهت اگاهی از اختلالات به مطالب قبلی مراجعه کنید.

روش های درمان

برای درمان شخصیت ناسالم از چهار روش می توان استفاده کرد که کاملا بستگی به حاد بودن اختلال شخصیتی دارد که در این مطلب هرکدام از این روش هارا بررسی می کنیم.

مطالب مرتبط
علائم اضطراب و وسواس

روش اول روان درمانی

این روش برای کسانی است که به هیچ یک از روشهای درمانی واکنش مثبت ندادند و تنهاراه انتخاب انها روان درمانی است.

در این روش پزشک متخصص با در نظر گرفتن شرایط بیمار با روش هیپنوتیزم به ضمیر ناخوداگاه او ورود می کند و پیشنویس ها و باورهای شخص را با تغییر خاطرات عوض می کند.

این روش خطرات خاص خود را دارد و اصولا کمتر کسی نیاز به این روش دارد زیرا فقط در اختلالات بسیار شدید از این روش استفاده می کنند و مسلما اکثریت ما نیاز به این روش نداریم.

روش دوم دارو درمانی

راه دومی برای درمان شخصیت ناسالم وجود دارد و زمانی استفاده می شود که اختلال در مدت زمان طولانی تاثیراتی کوچک در عملکرد مغز گذاشته باشد مانند افسردگی های شدید که شخص را کاملا خانه نشین کرده است.

البته این روش هم توسط روانپزشکان بررسی می شود که می تواند کمکی در رفع اختلال باشد اما باز هم نمی توانیم بگوییم که اکثر اشخاص به ان نیاز دارند زیرا بیشتر مواقع مورد استفاده کسانی است که اختلالات حاد دارند پس طیف وسیعی را شامل نمی شود.

روش سوم رفتاردرمانی

این روش کاملا توسط خود شخص ایجاد می شود و تاثیرات خوبی برروی درمان شخصیت ناسالم می گذارد و از طرفی مناسب برای همه اشخاص است که مسلما با کمی صبوری متوجه نتایج مثبت ان خواهید شد.

در این روش شخص بیمار با تغییر رفتارهای خود به تدریج ضمیر ناخوداگاه خود را تغییر می دهد(تاثیر رفتاربر روی تفکر)

به عنوان مثال برای شخصی که افسردگی دارد پیشنهاد می شود تا دایره دوستان خود را اضافه کند ویا در محیط های شاد قرار بگیرد و….

مطالب مرتبط
شناخت شخصیت ناسالم

درکل توصیه هایی در رابطه با روش زندگی و عادتهای انسان است که مسلما تاثیر زیادی در درمان اختلال دارد.

نکته: اکثر انسانها به دلیل اینکه اختلالات حاد ندارند با این روش می توانند تغییرات مثبتی درراستای درمان شخصیت ناسالم خود داشته باشند.

روش چهارم شناخت درمانی

یکی از بهترین و موثرترین راهای درمان روش چهارم است این روش قدرت درمان بالایی دارد و برای تمام اشخاصی که دچار اختلالات شخصیتی هستند توصیه می شود.

همان طور که در مطالب گذشته به شناخت اختلالات شخصیتی پرداختیم در مورد اسیب های دوران کودکی هم به این نتیجه رسیدیم که ریشه تمام مشکلات روان انسان به نوع نگاه و برداشت او اززندگی بستگی دارد.

البته دانستیم که این برداشتهای اشتباه در سن 1 تا 7 سالگی ایجاد شده یعنی سنی که هیچ علائم عقلی منطقی در ما وجود نداشته است.

اما روش چهارم چطور در درمان شخصیت ناسالم به ما کمک می کند

روش شناخت درمانی به تجزیه و تحلیل نوع تفکر شما می پردازد و تمامی احساسات منفی شما را از دریچه بالغ می بیند.یعنی نگاهی عاقلانه مبتنی بر علم و عقل و واقعیت به موضوعات دارد و حالا شما متوجه بسیاری از اشتباهات خود می شوید و در بسیاری از موارد عامل و علت ایجاد شخصیت ناسالم را ازبین می برد.

نکته:بعضی از احساسات منفی برای بقای انسان لازم و ضروری است مانند احساس منفی از گرسنگی و یا شکست و خطر مرگ و در صورتی که نباشند بقای ما به خطر می افتد. روش شناخت درمانی به احساسات منفی ناسالم می پردازدیعنی احساسات منفی که با واقعیت قابل تطبیق نیست.

مغز انسان در برخورد با مسائل و اتفاقات زندگی تصمیم می گیرد که از قسمت هیجانی ویا منطقی خود استفاده کند که این دو قسمت باهم تفاوت های زیادی دارند و هرکدام به روش خاصی عمل می کنند.

قسمت هیجانی انسان برای حفظ بقا و امنیت در ذهن او به صورت ذاتی قرار گرفته است و به صورت خودکار عمل می کند. احساساتی مانندفرارویا مقابله در هنگام ترس،ترس از صدای بلند،ترس از بلندی،ترس از مرگ،ترس از ناشناخته ها و تغییر حالت فیزیکی و روانی انسان درشرایط غیرعادی را می توانیم برگرفته از قسمت هیجانی مغز بدانیم.

مطالب مرتبط
شخصیت و خودشناسی

اما قسمت منطقی انسان که از هشت سالگی شکل می گیرد به تجزیه و تحلیل اتفاق می پردازد و با توجه به شرایط محیط و واقعیت موضوع تصمیم می گیرد که چه واکنشی انجام دهد.

مثلا شخصی را تصور کنیدکه در اتوبوس نشسته و به ناگهان شخص دیگری پای اورا لگد می کند در این لحظه فشار زیاد و درد در شخص احساس خشم را ایجاد می کند تا او هم مقابله به مثل کندکه این عمل توسط قسمت هیجانی مغز انجام می شود. اما این حس لحظه ای و قوی با قسمت منطقی کنترل می شود و دراینجا منطق شخص می گوید که این فقط یک اتفاق بوده است و نیازی به مقابله به مثل نیست.

حالا برگردیم به موضوع اصلی

در ایجاد اختلالات شخصیتی به میزان بسیار زیادی باورهای اشتباه ما نقش دارد و این باورها زمانی شکل گرفته است که هیچ گونه علائمی از قسمت منطقی در ذهن ما نبوده است و فقط قسمت هیجانی مغز کار می کرده یعنی دوران کودکی انسان و حالا برای درمان شخصیت ناسالم باید دوباره باورهای خود را بررسی کنیم. البته اینبار با قسمت منطقی ذهن خود و به روش بالغانه که بسیار کارامد است.

وحالا برای درمان باید وارد مسیر جدیدی شویم دراین مسیر با ایجاد باورهای درست،منطقی و کاملا عقلانی و واقعی به پوچ بودن احساسات منفی خود پی می بریم تا اینکه بتوانیم ریشه و علل اصلی اختلالات روان خود را ازبین ببریم و به سوی شخصیتی سالم و موفق حرکت کنیم.

مطلب قبلی…علائم افسردگی   

مطلب بعدی…تغییر باورها و باورهای عاقلانه