نتیجه تحلیل رفتار متقابل شامل چندین مورد می شود که به اختصار انها را توضیح خواهیم داد و اینکه چرا ما برای طی کردن مسیر رشد شخصی و رفتار شناسی نیاز به تئوری تحلیل رفتار متقابل داریم.

نتیجه تحلیل رفتار متقابل

درابتدا باید به این نکته اشاره کنیم که درسلسله مطالب مربوط به مسیر رشد شخصی به اینجا رسیدیم که شخصیت ما مجموعه ای از رفتارهای ما است پس بهتر است به ریشه رفتارهای خود نگاهی بیاندازیم و از این موضوع به جایی رسیدیم که بسیاری از رفتارهای ما به صورت غیر ارادی و از طریق ضمیر ناخوداگاه صورت می گیرد.

 تحلیل رفتار متقابل به ما نشان می دهد که این ضمیرناخوداگاه چطور شکل می گیرد و برای هر شخص چرا متفاوت است.

در اینجا به تئوری تحلیل رفتار متقابل اریک برن نگاهی ساده و مختصر کردیم و به این نتیجه رسیدیم که اتفاقات دوران کودکی ما در نوع رفتارهای حال حاضر ما تاثیر زیادی گذاشته است ودر نتیجه تحلیل رفتار متقابل،به این نکته رسیدیم که این اتفاقات نوع برداشتهای ما از زندگی را تشکیل داده است.

اولین نتیجه تحلیل رفتار متقابل

اولین نتیجه تحلیل رفتار متقابل به ما نشان می دهد که باید نوع نگاه خود را به زندگی تغییر بدهیم تا بتوانیم احساس بهتری داشته باشیم.

مسلما نوع رفتارما نسبت به وقایع زندگی و یا رفتار دیگران کاملا بستگی به نوع نگاه و برداشت ما از موضوع دارد و اینکه این برداشت هر چه از واقعیت،عقل و منطق دور باشد مسلما رفتار ما هم نسبت به شرایط بدتر می شود.

اما اریک برن این نگاه انسانها را به چهار قسمت تقسیم می کند و ریشه وجود هر یک ازاین چهار نگاه را به دوران کودکی ما انسانها مرتبط می داند که البته نگاه من خوبم و توهم خوبی مورد تایید از نظر سلامت روان است.

حالا باید به علت این نگاه های اشتباه ما انسانها بپردازیم.

مطالب مرتبط
اسیب های دوران کودکی

دومین نتیجه تحلیل رفتار متقابل

دومین نتیجه تحلیل رفتار متقابل به ما می گوید که براثر عدم نوازش یا نوازش های شرطی ویا رفتارهای اشتباه والدین و اطرافیان،در دوران کودکی ما برداشتهایی اشتباه شکل گرفته است که این برداشتهای اشتباه به صورت پیشنویس یا قالب ذهنی در ضمیرناخوداگاه شخص تا اخر عمر وجوددارد.

پیشنویس ها و یا قالب ذهنی در هر زمانی که ما از لحاظ روحی تحت فشار باشیم وارد عمل می شوندو همچنین اگر اتفاقاتی شبیه به انچه که در کودکی تجربه کردیم را دوباره تجربه کنیم این قالب ذهنی به صورت خودکار وارد عمل می شود.

نکته:اتفاق هایی که باعث پیشنویس یا برداشت ما از زندگی است را تحت 12مهار،رانه و نقش در مطالب قبل توضیح دادیم که برای درک بهتر از موضوع پیشنهاد می دهیم که مطالب را مطالعه کنید.

مثال:کودکی را تصور کنیدکه مهار مهم نباش دارد و علائم دریافت این مهار درکودکی او به این صورت بوده که مادر زیر چشمی به او نگاه می کرده و بدون گفتن کلامی دوباره نگاه خودش را از او می گرفته است حالا او بزرگسالی شده است که این پیشنویس و برداشت را با خود دارد.

این پیشنویس و برداشت او که در ضمیر ناخوداگاه است باعث می شوددر زمانی که با چنین رفتار مشابه ای مواجه شود کاملا احساس بدی پیدا کند مثلا رئیس او به همان صورت نگاهی به او کرده و کلامی هم نگفته است در اینجا پیشنویس وارد عمل می شود و شخص بسیار از رئیس خود ناراحت می شود و شاید رفتاری اشتباه انجام دهد در صورتی که اصلا موضوع از لحاظ منطقی کاملا عادی محسوب می شود.

پس به این نتیجه می رسیم که چرا عکس العمل هر انسانی در یک موضوع مشخص متفاوت است و اینکه یک موضوع عادی چقدر می تواند یک شخص را عصبانی کند بدون اینکه خود شخص از علت ناراحتی خود با خبر باشد.

مطالب مرتبط
تغییر باور و باورهای عاقلانه

سومین نتیجه تحلیل رفتار متقابل

سومین نتیجه تحلیل رفتار متقابل که برای ما بسیار مهم است اینکه روان هر انسانی از سه بخش انتزاعی تشکیل شده (والد،بالغ و کودک) و رفتار ما انسانها برگرفته از هر یک از قسمت های ذکر شده است.

رفتارهای برگرفته از کودک به ما شور، شوق،خلاقیت و حس لذت از زندگی را می دهد.

رفتارهای برگرفته از والد به ما اصول اداب معاشرت و متمدن شدن را می دهد اما الودگی های زیادی هم دارد.

رفتارهای برگرفته از بالغ به ما اجرای بهترین کار در لحظه برپایه عقل و منطق را می دهد.

نکته:بخش های کودک و والد علاوه بر مزایایی که دارند می توانند در صورتی که درست و به جا استفاده نشوند تاثیرات مخربی در شخصیت ما بگذارند و این بخش بالغ است که بسیار به حل مشکلات ما کمک می کندتا جایی که با وجه بالغ خود می توانیم تغییرات بزرگی در نوع شخصیت خود ایجاد کنیم.

بالغ که از هشت سالگی در ما به وجود می اید و در سالهای بعدی در حال رشد است به ما کمک می کند تا رفتار خود را واکاوی کنیم که از مشکلات روان دور شویم البته مشکل اینجاست که متاسفانه اشخاص کمی از بالغ خود استفاده می کنند و اکثر افراد در کودک و والد خود گیر افتاده اند.

نکته طلایی: انسانها باید با قسمت بالغ خود کودک درون را حفظ و در جای مناسب از او استفاده کنند (مانند بازی با کودکان)و همچنین قسمت والد خود را تجزیه و تحلیل کنند(مهارها،رانه ها،نقش ها)تا بتوانند الودگی های ان را از خود دور کنند.

نکته ای دیگر

انسانها در این سه بخش از روان می توانند حرکت کنند یعنی به یک اتفاق از هر سه منظر پاسخ بدهند.

مثال: مادری ازکودک خود می خواهد تا برای او یک لیوان اب بیاورد و کودک با چند دقیقه تاخیر این کار را انجام می دهد و حالا نوع رفتار مادر از سه بخش انتزاعی ذهن را بررسی می کنیم.

مطالب مرتبط
اعتمادبه نفس

بالغ: مادربا حالت خشم و عصبانیت می گوید مگه من به تو نگفتم که اب بیار وقتی میگم همون لحظه باید بری و اب بیاری.

کودک:مادر می گوید حالا که اب نیاوردی منم دیگه غذا برات درست نمی کنم اصلا دیگه دوستت ندارم.

بالغ: مادری که از وجه بالغ ورود می کند می گوید عزیزم من از اینکه اب رو دیر اوردی احساس خوبی ندارم و دوست دارم دفعه بعد که چیزی خواستم کمی زودتر اون رو به من بدهید و اینکه من خودت رو خیلی دوست دارم اما این کارت رو دوست نداشتم.

البته این فقط یک مثال است اما شما میتوانید برای تک تک اتفاقات زندگی خود نگاهی بالغانه در حل مشکل داشته باشید ونه اینکه با کودک هیجانی و یا بالغ پیشنویس شده اشتباه بخواهید واکنش نشان دهید.

بالغ ما علاوه براینکه در رفتار و کنش ما تاثیر مثبت دارد در نوع برداشت ما ازاتفاقات و عکس العمل ما هم تاثیر بسیار مثبتی دارد.

پس از بررسی تحلیل رفتار متقابل و پی بردن به دلایل رفتار خود اینبار نوبت به موضوع شخصیت ناسالم می رسد که بسیاری از ما انسانها را گرفتار خود کرده است که شاید خودمان هم از ان خبر نداشته باشیم اما پرداختن به این موضوعات باز هم در راستای شخصیت شناسی و در مسیر رشد شخصی کمک بسیار زیادی در ساختن شخصیت سالمی از ما می کند.

ما باید بدانیم که شرایط کودکی نا مناسب می تواند دروجود ما شخصیت هایی ناسالم ایجاد کند و به علت شایع بودن و عدم اگاهی از این نوع شخصیت ها انها را عادی تلقی می کنیم اما مسلما کیفیت زندگی مارا کاهش می دهند.

مطلب قبلی…رانه ها و نقش ها 

مطلب بعدی…شناخت شخصیت ناسالم